دل نوشته های عاشق نگران
درباره وبلاگ


آبانـــــــــــــــی هستم ..... اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو از غرورش گذشت مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد دوست داره ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ، ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ، نه دیگه کاریت داره ! ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ، ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ، ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ ازت فاصله میگیره... همین

پيوندها
آموزش آشپزی
آموزش کیک وشیرینی
اس ام اس
جی پی اس موتور
جی پی اس مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های عاشق نگران و آدرس scorpio.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 13
بازدید ماه : 12
بازدید کل : 15037
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
لیندا فلیحی

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
دو شنبه 15 مهر 1392برچسب:دل نوشته هاي من ,نوشته هاي من , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

خدايا خيلي دلم گرفته از ادما....از انسانهائي كه ادعا ميكنند دوستم دارن و هميشه دعام ميكنند اما

ميدونم و ميبينم كه حاضر نيستن زنده اتو ببينن يا يه لحظه خوشحاليتو ....

خدايا دلم براي روزهاي بچگيهام تنگ شده ...اون موقعها بنظرم راست بود ..دوستيها خالص بود....

دوست داشتنها زيبابود ...بدون ريا بدون دروغ بدون حسادت بدون بدي ...آخ خداجونم چي شده ؟؟؟

ادما چرا عوض شدن ؟؟؟انگار از اون بالا نديدي !!!خدايا چرا اخه ؟؟؟؟چرا ادما بهم دورغ ميگن اينهمه ؟؟

دنيات همش تنفر و دروغ شده ....از همه بدم اومده ادما يكرنگ نيستن ...ديگه تو اين دنيا نميتونم

به كسي اعتماد كنم همه كساني كه رو كه دوست داشتم و فكر ميكردم عزيزان من هستن همشون

دروغگو ودورو هستن ....خدايا دلم خيلي واسه خودم تنگ شده ...خدايا معجزه ايي كن ...

خدايا منو ازاين حس بد ..از اين فكرا .... نجات بده ...

خدايا كمكم كن ...معجزه اي كن ...آرامشو بهم برگردون ...خدايا هيچي نميخوام ازت خودت منو خوب

ميشناسي ولي هميشه هر لحظه بهم كمك كردي و هميشه بمن لطف كردي ...

خدايا از اين حس بد ...نجاتم بده ...خدايا خدايا خدايا

 

صدای پای پاییز و این شور و عشق و هوای عاشقانه در دلم !
خودم را رها میکنم در این فصل پر از عشق ، خودم را رها میکنم در زیر برگهایی که میفهمند معنای احساس چیست !
و من از حسی مینویسم که فصل ها همه منتظر این فصل عاشقانه بوده اند
حال من و هوای پاییزی دلم ، خدایا تو بهترین هدیه را دادی به من !
و بیا ای همسفر همیشگی ام ، بیا پا به پای من ، قدم بزنیم در کنار هم ، تا صدای خش خش برگها ترانه عاشقانه با هم بودن را همراهی کند و آهنگ زندگی مان را دلنشین کند
فصل انتظار و انتظار ، رفتن معنایی ندارد ،وقتی که حرفی ندارد در برابر این فصل، حتی بهار! 

 

از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ،
نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام…
ببین چه کسی مرا به این روز انداخت
تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی
تو مرا در دام عشق گرفتار کردی

 
چهار شنبه 3 مهر 1392برچسب:داستان, داستان پندآموز,داستان زيبا, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد و آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.

یک ماه بعد مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه ای قرار داده تکان نخورده است ؟

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار کاری کنند که شاهین پرواز کند اما هیچکدام نتوانستند.

روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هرکس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید : تو شاهین را به پرواز درآوردی ؟ چگونه این کار را کردی ؟ شاید جادوگر هستی ؟
کشاورز گفت : سرورم ، کار ساده ای بود ، من فقط شاخه ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم و شاهین از روی غریزه شروع به پرواز کرد.
“گاهی از دست دادن تکیه گاهها باعث ایجاد تکاپو و حرکت میشود”

 
دو شنبه 1 مهر 1392برچسب:شعرزيبا,شعرعاشقانه,شعر اخوان ثالث,, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .

 

 

پاییز زیباست ...
برای با تو بودن ...
زیبا ترین قاب خاطره هایم را بر فراز روح لطیفم می آویزم ..
و قدم در قاب جاده عشق و دوستی را با تو تا بی نهایت ادامه خواهم داد ....
وقتی تو باشی .. با بودن تو انگار همه چیز هست
اشک هایم را از پهنای صورت بر فراز آسمان می نشانم ..
روز ها بی تو انگار معنایی ندارد ..
تمام این روز ها و این لحظه ها آرزوی ددیدار روح بلندت و
و بودنت
و جاودانه ماندن عشق سبزت را در جان و دل میپرورانم ..
آری پاییز زیباست ..
با تو ..
سراسر رنگ و امید و زیبایی ست ..
با تو

 
چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:شعر,شعرزيبا,شعرقيصرامين پور, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته ی سخن درآورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

قيصرامين پور

 
سه شنبه 26 شهريور 1392برچسب:شعر,شعرمريم اسدي,با صداي يهنام صفوي, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست
میدونم که توی قلبت بجز من جای هیشکی نیست
چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم
یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم
تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی
خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی
تورویای تو بودم که واسه من دست تکون دادیییییییی                             
از بس تو خوبی ، میخوام باشی تو کل ، رویا هام
تا جون بگیرم ، با تو باشی امید ، فردا هام
چشات آرامشي داره كه پابند نگات ميشم
ببين تو بازي چشمات دوباره كيش و مات ميشم
بمون و زندگيمو با نگاهت آسموني كن
بمون و عاشق من باش بمون و مهربوني كن

 

من ایمان دارم به پایان این روزهای سرد و مه آلود ...

 ماهِ من،  می دانم که بزودی آفتابی خواهی شد

من این را از قاصدکهای خوش خبر شنیده ام ...

 
یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:شعرزيبا ,شعر عاشقانه,شعرقيصرامين پور, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عمن از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی، نه خواب و خیالی!

من ای حس مبهم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

"قیصر امین پور"