دل نوشته های عاشق نگران
درباره وبلاگ


آبانـــــــــــــــی هستم ..... اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو از غرورش گذشت مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد دوست داره ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ، ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ، نه دیگه کاریت داره ! ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ، ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ، ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ ازت فاصله میگیره... همین

پيوندها
آموزش آشپزی
آموزش کیک وشیرینی
اس ام اس
جی پی اس موتور
جی پی اس مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های عاشق نگران و آدرس scorpio.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 15
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 16
بازدید ماه : 15
بازدید کل : 15040
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
لیندا فلیحی

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
شنبه 26 بهمن 1392برچسب:شعرزيبا,شعرعاشقانه,شعراحمدشاملو, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد        

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

روزي كه كمترين سرود بوسه است

و هر انسان براي هر انسان برادري ست

روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه يي ست

و قلب براي زندگي بس است

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر اخرين حرف به دنبال سخن نگردي

روزي كه آهنگ هر حرف زندگي ست

تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوي قافيه نبرم

روزي كه هر لب ترانه اي است

تا كمترين سرود بوسه باشد

روزي كه تو بيايي

براي هميشه بيايي

و مهرباني با زيبايي يكسان شود

روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم

و من ان روز را انتظار مي كشم

حتي روزي كه ديگر نباشم

 

عیب نداره که " تنهایی   

 عیب نداره که شبا بدون " شب بخیر " می خوابی   ...  
 عیب نداره که جمله ی "دوستت دارم " رو نمیشنوی   ...   
 عیب نداره که دلش دیگه برات " تنگ " نمیشه   ...  
عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با " خودت " بزنی ... 
 عیب نداره زیر بارون بدون  ، باید " تنها " خیس شی ... 
 عیب نداره که کسی نیست " درد " هاتو بهش بگی ...
 عیب نداره گلم ، " خدا بزرگه " اونم تنهاست ،
 بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو
 میشنوه و دلش برات تنگ میشه ! 
 حرفاتو به اون بزن ، زیر بارون باهاش قدم بزن....
 
 

به تماشا سوگند و به آغاز كلام

وبه پرواز كبوتر از ذهن

واژه اي در قفس است

حرفهايم ،مثل يك تكه چمن روشن بود .

من به آنان گفتم :آفتابي لب درگاه شماست

كه اگر در بگشاييد به رفتار شما ميتابد

ومن آنان را به صداي قدم پيك بشارت دادم

و به نزديكي روز، وبه افزايش رنگ

به طنين گل سرخ، پشت پرچين سخن هاي درشت

چشمشان را بستيم

دستشان را نرسانديم به سرشاخه هوش

جيبشان راپر عادت كرديم

خوابشان را به صداي سفر آئينه ها آشفتيم

 

 

دلتنگیهای آدمی را
باد ترانه
‌ای میخواند،
رویاهایش را
آسمان پرستاره نادیده می
گیرد،
و هر دانه برفی
به اشکی
نریخته میماند.
سکوت، 
سرشار از سخنان ناگفته است؛
از حرکات ناکرده،
اعتراف به عشق
های نهان
و شگفتی
های بر زبان نیامده.
در این سکوت،
حقیقت ما نهفته است.
حقیقت تو
و من.