|
ازت مچکرم دیونه ی من از این که چشم به این دنیا گشودی از این که پا تو زندگیم گذاشتی از این که پا به پام همیشه موندی ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم داد دستات و بگیرم اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس بی رحم ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من کسی جز تو ، تو قلبم جا نداشته تو پای عشق و به قلبم کشیدی تو نیستی با بد و خوبم بسازی تو طعم سختی رو با من چشیدی تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم از این ناراحتم کم با تو بودم باید زود تر تو رو پیدا می کردم از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثل پروانه ها بی تاب میشم ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من ![]() دلتنگی، خوشهٔ انگور سیاه است … ![]() من دل به زیبایی به خوبی می سپارم ![]() خانه ای ساخته ام پلکانش همه مهر درب هایش احساس شیشه اش آینه ی ادراک است آه اما خانه ساکنش درویش است آن تهی دست خیال آن تهی دست رفیق او کسی می خواهد رغبت یکرنگی در وجودش باشد او کسی می خواهد که وجودش باشد رنج ابیات دلش را خواند هیجان نگهش را داند او کسی می خواهد نی لبک زن باشد بربط و ضرب و سه تار همه فرمانبر دستش باشند ماه و خورشید و فلک همه محو نگه نرگس مستش باشند او «تو» را می خواهد نغمهاش شیوا کن خانه اش زیبا کن. سهراب سپهری ![]() بشین پای حرفای من بشین با تمام وجود من از عشق میگم توهم ، بگو رفتنت خواب بود بشین پای حرفای من بشین دل بده گوش کن درارو رو دنیا ببند جهان و فراموش کن فقط من ، فقط تو، فقط منو تو می ارزیم به هم یه شب زندگی بی تو رو باید قیدشو می زدم نبودی ببینی چقدر زمان بی تو غمگین گذشت تو رویای من غم نبود ولی تلخ و شیرین گذشت نبودی ببینی عذاب، چطور میکشه آدمو باید از یجایی به بعد ، ادامه نمیدادمو، ادامه نمیدادمو رسیدم به جایی که عشق نبودش یه کمبود شد زمین زیر پام خالی و یه آن زندگیم دود شد خوشی رفت و شادی نموند دلم شور فردا رو زد گذشته برام تازه شد مثه داغ روزای بد میدونم تلاشم یه روز ،یه جایی اثر میکنه ببین تا کجا تا چه حد، یه عاشق خطر می کنه ![]() ![]() |