آبانـــــــــــــــی هستم .....
اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو
از غرورش گذشت
مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه
در متخیله ات میگذرد
دوست داره
ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ،
ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ،
نه دیگه کاریت داره !
ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ،
ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ،
ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ
ازت فاصله میگیره... همین
تبادل لینک
هوشمند برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان دل نوشته
های عاشق
نگران و
آدرس scorpio.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
آمار
وب سایت:
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 47
بازدید هفته : 53
بازدید ماه : 52
بازدید کل : 15077
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1
آشنایان طریقت عشق، در دنیا اندکاند ، به همین دلیل است که مردم دنیا در بیراهههای احساس بدبختی، سرگردانند.
همه دوست دارند عشق را تجربه کنند ، همه دوست دارند عاشق باشند ، همه دوست دارند محبوب و معشوق باشند اما هیچکس زحمت آموختن هنر عاشقی را بر خود هموار نمیکند.
عاشقی هنر بزرگی است ، تو با استعداد بالقوهٔ عاشقی به دنیا میایی اما این استعداد را باید به فعلیت برسانی ، باید استعداد بالقوهٔ عشق ورزیدن جامهٔ واقعیت بر تن کند.
اولین شرط عاشقی بیداری است ، مردم در خواب غفلتاند ، آنان طالب عشقاند اما از آنجا که در خواب غفلت روزگار میگذرانند تلاششان نتیجهٔ عکس میدهد.
آنان عشقشان را نابود میکنند ، آنان توان بالقوهٔ عشق ورزیدن را در خود زندانی میکنند ، آنگاه در فضای ابری و گرفتهٔ یک زندگی یکنواخت و ملالآور دچار احساس بدبختی میشوند.
آنان سرنوشت خویش را مقصر میدانند ، خدا را مقصر میدانند ، زمین و زمان را مقصر میدانند ، جز خود را.
کسی که بیدار شده است ، هیچکس را جز خود مقصر نمیداند زیرا نیک میداند که امیالش با اعمالش همخوانی ندارند ، او میداند که امیال و اعمالش در تناقضاند.
مجنون دلش رو بهسوی خانهٔ لیلا دارد اما نافهٔ ارادهاش بهسوی طویله و به جانب کرهٔ خواهشهای روزمرهٔ خود میچرخد ، بدینسان مجنون دل نه به خانه پُرشوکت لیلای عشق میرسد ، بلکه خود را در طویلهٔ ملالآور و بویناک زندگیِ روزمره مییابد.
نخستین شرط عاشقی، بیداری است ، هنر بیداری آستانهٔ ورود به کاخ پرشکوه هنر عشق ورزیدن است.