دل نوشته های عاشق نگران
درباره وبلاگ


آبانـــــــــــــــی هستم ..... اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو از غرورش گذشت مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد دوست داره ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ، ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ، نه دیگه کاریت داره ! ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ، ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ، ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ ازت فاصله میگیره... همین

پيوندها
آموزش آشپزی
آموزش کیک وشیرینی
اس ام اس
جی پی اس موتور
جی پی اس مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های عاشق نگران و آدرس scorpio.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 117
بازدید دیروز : 47
بازدید هفته : 166
بازدید ماه : 165
بازدید کل : 15190
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
لیندا فلیحی

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
چهار شنبه 1 آبان 1392برچسب:شعرزيبا,شعرعاشقانه ,شعرفروغ فرخزاد, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

زندگی شاید
زندگی یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید
ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
كه كلاه از سر بر میدارد
و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست
دل من
كه به اندازه یك عشقست
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبای گلها در گلدان
به نهالی كه تو در باغچه خانه مان كاشته ای
و به آواز قناری ها
كه به اندازه یك پنجره می خوانند

 

دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است
که موجی هم سراغش را نمی گیرد
نه میل زیستن دارد نه می میرد...

 
یک شنبه 28 مهر 1392برچسب:نوشته هاي آموزنده,نوشته هاي زندگي ,, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

كه: مي توان در يك لحظه تصميم گرفت و يك عمر رنج كشيد.

كه: مي توان افكاررا كنترل كرديا آنها تورا كنترل ميكنند.

كه: بلوغ به تجربه هايت و درسهايي كه از آنها گرفتي مربوط است نه به سالهاي زندگي ات.

كه: قهرمان كسي است كه ، كاري را كه لازم است انجام شود بدون توجه به عواقب آن انجام ميدهد.

كه: گاهي حق داري عصباني شوي ولي حق نداري ظالم باشي.

كه: مجبورنيستي دوستت را عوض كني ،اگر بداني دوستت عوض خواهد شد.

كه: زندگي ات مي تواند در يك لحظه توسط مردمي كه تو حتي آنها رانمشناسي تغيير كند.

كه: حتي زماني كه تصور ميكني چيزي براي بخشيدن نداري ،ميتواني به كسي

كه كمك ميطلبد كمك كني.

كه: كسي را كه بيشتر دوست داري زودتر از دست ميدهي.

كه: اگركسي  آنگونه كه تو ميخواهي دوستت ندارد،به اين معني نيست كه در عشق

او نقصي است .

كه: با دوست ميتوان در سكوت و بدون انجام هيچ كارمشخصي بهترين اوقات را داشت.

 

زن های سیگاری را

وقتی به تماشا می نشینم

لذت می برم

از یک روح لطیف با یک زخم مردانه . . .

 

زن" نیستم اگر زنانه پای عشقم نایستم!

من از قبیله ی "زلیخا" آمده ام...

آنقدر عشقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند!

فرقی نمی کند فرشته باشی یا آدم

یوسف باشی یا سلیمان!

قالیچه ی دل من بدون اسم رمز ِ نام ِ "تو" پرواز نمی کند...

زنانه پای این عشق می ایستم...

آیا تو نیــــز مــــردانـــــــــه دوستــــــم داری؟؟؟

 

 

تاحالاشده دلت واسه خودت تنگ بشه؟
هر دردت یه آهنگ بشه؟
تا حالا شده؟ تا حالا شده ؟ یه چیزی ازت کم بشه
هرچی میخونی تهش غم بشه … تا حالا شده؟ تا حالا شده؟

دلم واسه خودم تنگ شده، چقد صدام بی آهنگ شده
زندگیم بی تو بی رنگ شده از وقتی قلب تو سنگ شده
منو از این قفس رها کن، دوباره اسممو صدا کن
یه بار تو چشم من نگاه کن، خدا فکری به حال ما کن

نباشی پیشم دیوونه میشم، مثل اسپند روی آتیشم
از همه دنیا من میخوام تنها سهم من باشی، این شده رویا …
دل من پیش دل تو گیره، تو نباشی بی تو میمیره
نزار این عاشق دلش بگیره، بی تو دلتنگی منو میگیره...

 
یک شنبه 21 مهر 1392برچسب:شعرزيبا,شعرعاشقانه ,شعر حسين پناهي ,, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

و من چقدر دلم می خواهد همه داستانهای پروانه ها را بدانم که بی نهایت بار درنامه ها و شعر ها
در شعله ها سوختند
تا سند سوختن نویسنده شان باشند
پروانه ها
آخ
تصور کن
آن ها در اندیشه چیزی مبهم
که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را
در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند
یادم می آید
روزگاری ساده لوحانه
صحرا به صحرا
و بهار به بهار
دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم

عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم...

 
چهار شنبه 17 مهر 1392برچسب:شعرزيبا,شعر عاشقانه,شعر مازيارفلاحي, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

تو سراپا احساسی، تو خود عطر یاسی
اگه تو با من باشی زندگیمو میسازی
دست تو توی دستم، عشق تو توی قلبم
من همیشه عاشقت بودم و بازم هستم

دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم و بی قرارم
خوشبختیمو با تو میخوام، با تو آرومه روزگارم

تو سراپا آرامش من پر از حرف و خواهش
داشتن این احساسو تنها با تو میخوامش
تو شبیه رویامی، تو تموم دنیامی
حس خوب بارونی که تو قلبم میمونی

 

 

كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاكم

 

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم

گر چه میدانم که عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق

لب شکست از خشکی

اما همچنان می ایستم

روزگار بقیه عمر سبزم را ربود

گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تار یاریم کن

تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم