|
هميشه هستي .... همين نزديكي ! جايي ميان دلم و يادم اما.... ديدنت چيز ديگر ![]() چراگرفته دلت ...مثل آنكه تنهايي... چقدرهم تنها... خيال ميكنم ...دچارآن رگ پنهان رنگ ها هستي... دچاريعني ...عاشق... وفكر كن كه چه تنهاست... اگرماهي كوچك ...دچار آبي درياي بيكران باشد... هميشه فاصله اي هست ... دچار بايد بود ... ![]() باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
![]() دچار باید بود وگرنه زمزمۀ حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد . و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست. و عشق صدای فاصله هاست. صدای فاصله هایی که غرق ابهامند. نه، صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر . همیشه عاشق تنهاست . و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست. و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز. و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را به آب می بخشند. و خوب می دانند که هیچ ماهی هرگز هزار و یک گرۀرودخانه را نگشود.
![]() دلتنگم ای خدا .... صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
![]() آنروز تو از پلکان ترانه پایین آمدی ! ![]() گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب ، اندام تورا ، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند. پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است. سهراب سپهری ![]() ![]()
یک شنبه 24 آذر 1392برچسب:عاشقانه,دل نوشته هاي عاشقانه ,دل نوشته هاي من , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است
![]()
![]() عاشق اینم که همش به ساعتم نگاه کنم
![]() ![]() |