|
یک شنبه 15 تير 1393برچسب:دل نوشته های من,نوشته های عاشقانه ,دل نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
چه خوب میشد یه روزی از همین روزا خدا میومد بوسم میکرد و میگفت : همه سختی های این مدت شوخی بود میخواستم ببینم جنبه داری یا نه ؟؟!! ![]()
سه شنبه 10 تير 1393برچسب:دل نوشته های من ,دل نوشته های عاشقانه ,نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
آرامشی میخواهم خلوتی میخواهم... تو باشی و من در کنار هم تو سکوت کنی و من گوش کنم و من آرام بگویم *دوستت دارم*و تو گوش کنی و آرام بگویی: من بیشتر... بودنت را دوست دارم وقتی دست دور کمرم حلقه میکنی... و مرا به آغوشت سفت میفشاری... و وادارم میکنی که به هیچکس فکر نکنم... جز تو... ![]() ازت مچکرم دیونه ی من از این که چشم به این دنیا گشودی از این که پا تو زندگیم گذاشتی از این که پا به پام همیشه موندی ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم داد دستات و بگیرم اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس بی رحم ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من کسی جز تو ، تو قلبم جا نداشته تو پای عشق و به قلبم کشیدی تو نیستی با بد و خوبم بسازی تو طعم سختی رو با من چشیدی تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم از این ناراحتم کم با تو بودم باید زود تر تو رو پیدا می کردم از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثل پروانه ها بی تاب میشم ازت مچکرم دیونه ی من ، ازت مچکرم دیونه ی من ![]()
یک شنبه 1 تير 1393برچسب:دل نوشته های من ,دل نوشته های عاشقانه ,نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
تنهائی ... تاوان همه "نه"هائی است که نگفتم تا دل کسی نشکند همه محبت هایی که زیادی هدردادم تا دلی بدست آورم همه دوستت دارم های آبکی که جدی گرفتم تنهائی ... همه سادگی که دراین دنیای هزار چهره خرج کردم تنهائی ... تاوان همه خوش بینی است که به دنیا وآدمهای این روزگارداشتم ... ![]() دلتنگی، خوشهٔ انگور سیاه است … ![]() من دل به زیبایی به خوبی می سپارم ![]()
سه شنبه 20 خرداد 1393برچسب:دل نوشته های من,نوشته های عاشقانه ,دل نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
هوا آنسوی چشمانم بارانیست سکوتم تحفه رنجی پنهانیست صدایی از درون با من می گوید شروع فصل بی رحم تنهاییست ![]()
دو شنبه 12 خرداد 1393برچسب:دل نوشته های من ,دل نوشته های عاشقانه ,نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها.... ![]() خانه ای ساخته ام پلکانش همه مهر درب هایش احساس شیشه اش آینه ی ادراک است آه اما خانه ساکنش درویش است آن تهی دست خیال آن تهی دست رفیق او کسی می خواهد رغبت یکرنگی در وجودش باشد او کسی می خواهد که وجودش باشد رنج ابیات دلش را خواند هیجان نگهش را داند او کسی می خواهد نی لبک زن باشد بربط و ضرب و سه تار همه فرمانبر دستش باشند ماه و خورشید و فلک همه محو نگه نرگس مستش باشند او «تو» را می خواهد نغمهاش شیوا کن خانه اش زیبا کن. سهراب سپهری ![]()
یک شنبه 4 خرداد 1393برچسب:دل نوشته های من ,دل نوشته های عاشقانه ,نوشته های عاشقانه , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
شب است و دلتنگ توام... باید منتظر صبح بمانم. صبح شود برای ابرها تعریف خواهم کرد دیشب برمن چه گذشت!!! راستی تواین راهم نمیدانی؟؟؟ ابرها اینجا برای سازهای ناهماهنگ دل من میرقصند. من ازخودفارغ میشوم ... نگاه میکنم ...نگاه میکنم ... آرزوهای تکراری .... ای کاش برروی آنها خانه ایی داشتم ... از آن به تو نگاه میکردم و تنها بتو .....می اندیشم ... ![]() ![]() |