|
بشین پای حرفای من بشین با تمام وجود من از عشق میگم توهم ، بگو رفتنت خواب بود بشین پای حرفای من بشین دل بده گوش کن درارو رو دنیا ببند جهان و فراموش کن فقط من ، فقط تو، فقط منو تو می ارزیم به هم یه شب زندگی بی تو رو باید قیدشو می زدم نبودی ببینی چقدر زمان بی تو غمگین گذشت تو رویای من غم نبود ولی تلخ و شیرین گذشت نبودی ببینی عذاب، چطور میکشه آدمو باید از یجایی به بعد ، ادامه نمیدادمو، ادامه نمیدادمو رسیدم به جایی که عشق نبودش یه کمبود شد زمین زیر پام خالی و یه آن زندگیم دود شد خوشی رفت و شادی نموند دلم شور فردا رو زد گذشته برام تازه شد مثه داغ روزای بد میدونم تلاشم یه روز ،یه جایی اثر میکنه ببین تا کجا تا چه حد، یه عاشق خطر می کنه هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم مانده ام در قفس تنهایی در قفس می خوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من . . . سهراب سپهری یاد من باشد فردا دم صبح
شنبه 10 اسفند 1392برچسب:دل نوشته هاي عاشقانه,دل نوشته هاي من,دلتنگي هاي من, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
خدای من؛ خطاهایم؛ خطاهایم لباس پستی و ذلّت تنم کرده؛ آرزوهایم را ، امیدهایم را یکی یکی به آتش می کشم.
چه طعم تلخ و زننده ای دارد این جراحت های افکارم
چهار شنبه 7 اسفند 1392برچسب:دل نوشته هاي عاشقانه,دل نوشته هاي من,دلتنگي هاي من, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
دلم می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانمآدمهایی که مدام توی زندگیت سرک می کشندو با ژست صمیمیتداشته هایت را می شمارنداحساساتت را خط کشی می کننداشتباهاتت را سرزنش می کنندبه چیز هایی که خود ندارند حسادت می کننددست می گذارند روی نقطه ضعف هایت و آنها را بزرگ و بزرگتر می کنندوهركاري لازم باشد ميكنندتا تو را کوچک و بی رنگ و کدر نشان دهند
|